مدیران جوان
دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد واحد بناب 
نويسندگان
لینک دوستان
لحظه ای با مدیران جوان

  نکات مدیریتی:

  • با بی‌توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی‌ارزش نکنید. کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشید خشکی جلسات طولانی را با شوخ‌طبعی قابل تحمل کنید. برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامه‌رسانها احترام قائل شوید. خوش‌‌ژست و خوش‌بیان باشید و در جمع با انرژی و اشتیاق حاضر شوید.کارمندان را تشویق کنید تا با ابتکار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفه‌جویی و پایین آوردن هزینه‌ها پیدا کنند. هر از چند گاهی جلسه‌ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتیب دهید تا از صحبت عملکرد و برنامه‌های آنان مطمئن شوید. حتی وقتی موردی پیش آمده که به شدت ترسیده‌‌اید، اجازه ندهید اطرافیان از این حس شما مطلع شوند . برای حفظ اطلاعات سازمانی، از بهترین و پیشرفته‌ترین سیستم حفاظتی استفاده کنید.
     

 

      نوشتن و قبول پایان نامه های  "مدیریت , ادبیات  و   رشته حقوق"
    پیشتنهاد موضوع \ پروپزال نویسی \ تکمیل پایان نامه \ توسط اساتید مجرب
    جهت هماهنگی با ایمل                 

h.bagerloo@gmail.com



آندریا : « سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد. » گالیله: « نه آندریا ، سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد. »

موضوعات مربوطه: مدیران جوان, حسن باقرلو
[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 21 ] [ حسن باقرلو ]

اوژن استوار : کجاییم؟! (تاریخ انتشار ۱۳۹۳/۳/۲۵ ) 

یک دانش آموز باید برای گذراندن یک دوره تحصیلی نه ماه از سال را درس بخواند! برای موفقیت مالی و پیدا کردن شغل مناسب باید تحصیلات آکادمیک داشت! برای موفقیت در کنکور باید در دوره های فلان موسسه آموزشی ثبت نام کنید و تعطیلات عید را نیز درس بخوانید! دانش آموزانی که در موسسات غیر انتفاعی درس می خوانند شانس بیشتری در قبولی کنکور دارند! اگر در موسسه ما درس بخوانید بهترین شرکت ها و دانشگاه ها شما را می پذیرند! احتمالا این جملات و مشابه آنها را بارها شنیده اید. باید ها و نبایدهایی که در گذشته توسط دیگران تجربه شده اند و بدون در نظر گرفتن خصوصیات فردی و وضعیت کنونی جامعه به ما دیکته می شوند و انواع تبلیغاتی که هر روز به شیوه های مختلف در گوش ما خوانده شده و ما بدون توجه به صحت آنها در مسیرشان پیش می رویم. اکثر ما در زندگی به این کلیشه ها دچار می شویم و در صورتی که بخواهیم غیر از آن عمل کنیم دیگران ما را نصیحت می کنند و روش ما را مورد سوال قرار می دهند. کسی را می شناسم که یک دوره تحصیلی را با معدل بالا در سه ماه گذرانده و شخص دیگری با ضریب هوشی مشابه، همان دوره را در یک سال گذرانده و مردود شده است. کسانی را می شناسم که با مدرک دیپلم در شرکت ها مشغول به کار هستند و به قدری در زمینه کاری خود متخصص شده اند که چند برابر یک کارمند با مدرک لیسانس و بالاتر حقوق می گیرند. کسانی که سال ها برای قبولی در کنکور درس خوانده اند، پولشان را در مدارس غیر انتفاعی و موسسات آموزشی مختلف صرف کرده اند و در نهایت رتبه ای مشابه یا حتی کمتر از فردی که در مدرسه دولتی درس خوانده می گیرند. افراد سرشناس مانند آنتونی رابینز، بیل گیتس، استیو جابز، مایکل دل که جز ثروتمند ترین مردان جهان هستند دانشگاه را رها کردند اما از نظر مالی، علمی و خدمت به خلق موفق بوده اند، این موفقیت ها چطور بدست آمده؟ همه مواردی که ذکر شد و موارد مشابه دیگر به شما بستگی دارد. خود را بشناسید، ارزیابی کنید و برای تحصیل، کار و زندگی خود برنامه ریزی کنید. شرکت در یک دوره آموزشی کنکور و یا گذراندن دوره کار آموزی برای شروع یک کار هیچ اشکالی ندارد اما خودتان مسیر زندگیتان را مشخص کنید و تحت تاثیر بمباران تبلیغاتی، عادات گذشتگان، تصمیم گیری های عجولانه و احساسی و پیروی های کورکورانه و بدون تعمق و مشورت، عمرو سرمایه خود را هدر ندهید. قبل از انجام هر تصمیمی خودشناسی اولین قدم است. نویسنده : اوژن استوار


موضوعات مربوطه: مدیریت
[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 4 ] [ حسن باقرلو ]


ملانصر الدین

یادگیری سه نکته مدیریتی از ملانصرالدین

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند چرا که: دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم.

———— ——— ———

شرح حکایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند.

»اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالیندارد که تو را احمق بدانند«.

شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را به دست می آورده است.

 »اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنهااحتمالا به تو کمک خواهند کرد.«

شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است. و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم می تواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

»اگر بتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر آنهاکلاه بگذاری! و آنها هم مدتی لذت خواهند برد«


موضوعات مربوطه: مدیریت
[ پنجشنبه هشتم خرداد 1393 ] [ 20 ] [ حسن باقرلو ]

 

 

شاید امروزه نسل جوان توجه کمتری به کتاب و کتابخوانی داشته باشند. بسیاری از جوانان مطالعات خود را محدود به کتب درسی می کنند و علاقه ای به مطالعه خارج از این زمینه نشان نمی دهند. شاید وجود عناصر دیجیتالی در زندگی ما از جمله بازی های ویدیویی و یا گوشی های هوشمند از مهم ترین علل این امر باشند. البته نوع مطالعه نیز تغییر کرده است و دیگر به جای روزنامه خواندن بسیاری به سایت های خبری رجوع کنند. در این مطلب قصد دارم پر فروش ترین کتاب های تاریخ را به شما معرفی کنم. البته امیدوارم که قبلا آنها را مطالعه کرده یا حداقل نام آنها را شنیده باشد.........ادامه مطلب .....


موضوعات مربوطه: مدیریت
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 15 ] [ حسن باقرلو ]

تصمیم گیری صحیح به جای تصمیم کبری!

  

داستان تصمیم کبری از آن داستان‌هایی است که در دوران دبستان در کتاب فارسی خیلی از ماها بوده. کبری که کتابش رو زیردرختی در حیاط گذاشته است، هرروز تصمیمش برای برداشتن کتاب را به تاخیر می‌اندازد. تا این‌که وقتی بالاخره این تصمیم را عملی می‌کند، متوجه می‌شود که دیر شده است و باران باریده و کتاب خیس شده است. او نتوانست تصمیم درستی بگیرد تا پشیمان نشود…

ما هر روزه با چند راهی‌هایی مواجه می‌شویم که مجبوریم یک راه را انتخاب کنیم. اینکه کدام راه را انتخاب کنیم تا به نتیجه‌ی مطلوبی برسیم، بستگی به نوع تصمیم گیری ما دارد.بنابراین تصمیم‌گیری درست اهمیت بسیاری در نزیک شدن به موفقیت دارد. در این مقاله با معرفی ۷ مرحله سعی بر آن است تا راه درست تصمیم‌گیری را بیان کنیم. بدون شک فرآیند تصمیم‌گیری با تمرین بسیار و کسب دانش و تجربه امکان پذیر است.

۱- تعیین مهلت

در مقابل تصمیم‌گیری، تردید و دو‌دلی است که به کائنات اجازه می‌دهیم تا به جای ما تصمیم بگیرد و آنچه را که می‌توانستیم به کام خود تغییر دهیم را برخلافش برای ما رغم زند. بنابراین باید برای هر تصمیم مهمی یک ضرب‌الاجلی قرار دهیم، یک زمان مشخص برای تصمیم‌گیری تا کاری را که از خودمان بر‌می‌آید تا دیر نشده خودمان انجامش دهیم.

۲- کشف حقایق و کسب دانش

تصمیم‌گیری آگاهانه بهتر از پرتاب کردن تیر در تاریکی است! بنابراین کشف حقایق دنیای پیرامون و کسب دانش برای پرتاب بهتر تیر یا به عبارتی منجر شدن تصمیم‌گیری به موفقیت، لازم و راه‌گشا می‌باشد.

هنگامی که در مرحله‌ی تحقیق در مورد یک تصمیم هستید، ممکن است مجبور شوید تحقیق را از سر بگیرید و این عمل را بار‌ها تکرار کنید. هنگامی که زیاد بر جزئیات حقایق متمرکز شدید، حقیقت یابی را متوقف کنید. چرا که قرار نیست تا ابد شما در مرحله تصمیم‌گیری بمانید و به مرحله عملیاتی و اجرای طرح نرسید. ریز شدن بیش از حد در جزئیات، شما را بیشتر به نقطه آغاز برمیگرداند و عملا از تصمیم گیری خسته می‌شوید.

۳- جمع آوری ورودی‌های مرتبط

برای آنکه تصمیم شما اجرایی شود، اگر نیاز به افراد دیگری دارید، شما باید از چشم انداز آن‌ها برای تصمیم‌گیری بهترتان، مطلع باشید. اگر از این مرحله صرف نظر کنید، آن افراد خود را صاحب نظر در تصمیم‌گیری نمی‌بینند و نتیجه آن خروجی قابل قبولی نخواهد داشت. بنابراین سایر افراد را به عنوان دیگر ورودی‌های فرآیند تصمیم‌گیری درست انتخاب کنید و از نظرات آن‌ها بهره‌مند شوید. همچنین ممکن است از سایر افراد برای عملی کردن تصمیمتان استفاده نمایید. شما برای آنکه خروجی تصمیمتان درست اجرا شود، باید از روند اجرایی افراد آگاه شوید تا خللی در اجرای تصمیم ایجاد نگردد.

۴- مصمم شدن

یک تصمیم به همه‌ی بحث‌ها و همچنین بررسی دیگر احتمالات برای انجام یک اقدام پایان می‌دهد. اگر تصمیمی را گرفتید، باید برای اجرای آن مصمم شوید.در غیر این صورت تصمیم شما یک تصمیم واقعی نخواهد بود.

۵- بیان دلیل

در مرحله ۳ افرادی را در انجام تصمیم درگیر کردیم. آن‌ها تمایل دارند تا بدانند شما چرا این تصمیم را انتخاب کردید؟ با وجود اینکه گزینه‌های دیگری نیز برای انتخاب وجود داشته است. بیان دلیل انتخاب تصمیم، دیگران را برای تولید خروجی بهتر یاری می‌کند. چرا که دید واضح و شفافی نسبت به تصمیم شما پیدا می‌کنند. همچنین بیان دلیل برای دیگران، افکار شما را متمرکز و هدف شما را روشن می‌کند و خود عاملی برای انگیزه گرفتن است.

۶- فرضیات و حدسیات جدید، ممنوع!

وقتی که تصمیمی را گرفتید، اما، اگر و سوال جایگاهی ندارد.نه به اما و اگر و سوالات خود پاسخ دهید نه دیگران. تا وقتی که نتیجه‌ی خروجی تصمیم‌گیری خود را ندیده‌اید، حدسیات و فرضیات را کنار بگذارید. چون اگر این کار را نکنید، باعث دودلی و تردید در شما می‌شود و تصمیم شما بی‌نتیجه خواهد ماند.

۷- قسمت شیرین تصمیم‌گیری: مشاهده نتیجه

پس از گذراندن مراحل تصمیم‌گیری و اجرای تصمیم خود(به تنهایی یا با تیمتان) وقت آن است که نتیجه نهایی را مشاهده کنید.اگر نتیجه نهایی آنچه که توقع داشته‌اید هست، پس تبریک! شما موفق شدید. اگر نتیجه باب میلتان نیست، کامتان را تلخ نکنید، لبخندی بزنید و مرحله ۸ را مطالعه نمایید.

۸- بررسی مجدد تصمیم

هیچ‌وقت شکست پایان راه نیست.شکست مقدمه پیروزی است.آن چه که شما به عنوان خروجی تصمیم‌گیری خود گرفته‌اید، با اینکه نتیجه مورد انتظار شما نبوده، اما یک تجربه است.کسب تجربه آسان نیست. شما هم آن را به سختی بدست آورده‌اید.پس از تجربه کسب کرده‌ی خود استفاده کنید و به مرحله ۱ باز‌گردید تا با انرژی و تجربه بیشتر، فرآیند تصمیم‌گیری را از سر بگیرید تا به موفقیت برسید.

آنچه که در بالا ذکر شد، با نگاه گیرا و متمایز شما، میتواند به تصمیم‌گیری‌های کاری(پروژه، کارآفرینی و…)، درسی(مطالعه، ارتقای معدل و…) و حتی زندگی( ازدواج و…) تعمیم داده شود.

تجربیات و تصمیم‌گیری‌های موفق و نا‌موفق خود را در صورت تمایل در قسمت نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

+منبع۱ ، +منبع


موضوعات مربوطه: مدیریت
[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 14 ] [ حسن باقرلو ]

 

به کارمندانتان پول بدهید تا سر کار بخوابند!

           

 

بیایید روراست باشیم: شما نیز حتماً تا به حال به چرت زدن در سر کار فکر کرده‌اید یا شاید حتی این کار را واقعاً انجام داده باشید. چرت زدن سر کار چیزی نیست که دوست داشته باشید رئیستان مچ شما را در حین انجام دادن آن بگیرد، اما آیا واقعاً یک چرت ۱۵ دقیقه‌ای این قدر بد است؟!

بر اساس گزارشی که به تازگی منتشر شده است، عدم کارایی به علت خواب‌آلودگی در سر کار سالانه ۱۸ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا خسارت وارد می‌کند. اگرچه آمریکایی‌ها معمولاً بیشتر از ۸ ساعت خواب شبانه لازم را تجربه می‌کنند ولی هنوز به طور متوسط ۱۲۲ ساعت بیشتر از همتایان انگلیسی‌شان کار می‌کند. واضح است که کمبود خواب برای افراد شاغل مشکل بسیار بزرگی است. حال بیایید میزان مقبولیت «فرهنگ چرت زدن» را در کشورهای مختلف دنیا بررسی کنیم. چرت زدن در سر کار در شرکت‌های آمریکایی ممکن است کاری مذموم باشد ولی در ژاپن، گذاشتن زمانی برای یک خواب کوتاه بین روز نه تنها قابل‌قبول است بلکه نشانه‌ای از تعهد شماست؛ و در اسپانیا چرت بعدازظهر آن قدر رایج است که شرکت‌ها به منظور انجام این کار برای مدتی کاملاً تعطیل می‌شوند.

چه مدیر باشید یا حتی یک کارمند معمولی، یک چرت کوچک بعد از ناهار ممکن است از آنچه فکرش را می‌کنید بیشتر مفید باشد. نشریه معتبر Huffington Post اکنون دو اتاق را اختصاص داده است تا کارکنان برای چرت زدن از آن‌ها استفاده کنند.

۶ دلیل که شما باید چرت زدن در بین روز را به بخشی از فرآیند کار روزانه‌تان تبدیل کنید عبارت‌اند از:

۱. این کار ممکن است به سلاح پنهان شما در بهبود عملکرد و بهره‌وری شما تبدیل شود.

در بسیاری از فرهنگ‌های کاری ذهنیت اضافه‌کار و کار بدون وقفه ترویج می‌شود. وقتی شما سر کار نیستید، از خانه کار می‌کنید و به کار فکر می‌کنید یا ایمیل‌هایتان را چک می‌کنید، ولی وقتی علاقه‌تان به کار بر خواب شما می‌چربد چه اتفاقی می‌افتد؟ بهره‌وری شما به شدت دچار افت می‌شود.

در نظرسنجی ای که توسط انجمن ملی خواب آمریکا انجام شده است، ۴۳ درصد آمریکایی‌ها ادعا کردند که به میزان کافی نمی‌خوابند. خوشبختانه یک چرت کوتاه می‌تواند مسکن بسیار مفیدی برای کمبود خواب باشد. در مطالعه جدیدی در مورد خوابیدن مشخص شده است که یک چرت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه‌ای باعث می‌شود تا عملکرد افراد در تستهای مربوط به ادراک در ساعت‌های پس از چرت زدن به طور محسوس افزایش یابد.

۲. راهکار مناسبی برای افزایش میزان جذب اطلاعات در مغز شماست.

چه در حال آماده شدن برای یک ارائه باشید یا اینکه فقط در حال تحقیق باشید، خستگی نه فقط ممکن است بر سر راه حافظه شما قرار بگیرد، بلکه میزان درک شما را نیز کاهش می‌دهد. خواب به انتقال آسان اطلاعات جدید از اسبک مغز شما (Hippocampus، مرکز یادگیری مغز) به منطقه ذخیره دائمی اطلاعات در مغز تحت عنوان نئوکورتکس کمک می‌کند. بدون خواب کافی، شما احساس کم حافظگی خواهید کرد.

برای تست تأثیر خواب بر میزان جذب اطلاعات، محققان دانشگاه لوبک آلمان از تعدادی داوطلب خواستند تا چند عکس، شعر و معادله ریاضی را ببینند و بخوانند. شرکت‌کنندگانی که بعد از۴۰ دقیقه خوابیدن این کار را انجام دادند تا ۸۵ درصد عملکرد بهتری در تست به یادآوری آن‌ها داشتند.

۳. خلاقیت بیشتری از خود نشان خواهید داد.

اگر می‌خواهید سمت راست مغزتان را تکانی دهید، خوابیدن دقیقاً چیزی است که به آن احتیاج دارید. مطالعه اخیری توسط یک استاد از دانشگاه جورج واشنگتن ۱۵ فرد در حال استراحت را مورد بررسی قرار داد. این مطالعه نشان داد که فعالیت در سمت راست مغز آن‌ها- که بیشتر به خلاقیت مرتبط است- به شدت زیاد شده بود درحالی‌که سمت چپ مغز آن‌ها به نسبت آرام بود. زمانی که به خلاقیت احتیاج دارید کمی استراحت کردن خیلی بیشتر از فشار آوردن به خودتان به شما کمک می‌کند.

۴. احساس شادمانی و نشاط بیشتری خواهید کرد.

فارغ از اینکه کجا کار می‌کنیم و چه کاری انجام می‌دهیم، همه ما می‌توانیم کمی روحیه‌مان را تقویت کنیم. درست است که ممکن است بعد از یک چرت نیم‌ساعته دچار کمی گیجی یا هشیاری پایین شوید- که به آن لختی ناشی از خواب می‌گویند- ولی بعد از آن تا ۱۵۵ دقیقه بعد عملکرد ذهنی‌تان بهبود قابل ملاحظه‌ای خواهد داشت.

پیدا کردن جایی آرام برای رفع خستگی در زمان استراحت ناهاری‌تان تضمین می‌کند که شما شخصی خوشحال تر و دارای روحیه کار تیمی بیشتر خواهید بود به خصوص زمان‌هایی که باید کار مهمی را در آن بعدازظهر انجام دهید.

۵. این کار کاملاً به نفع سلامتی شماست.

بیشتر روزها افزایش تمرکز و بهره‌وری شما در گرو مصرف کافئین و شکر است. همه ما می‌دانیم که این برای سلامتی‌مان خوب نیست ولی گاهی اوقات این تنها کاری است که می‌توانیم انجام دهیم تا سرحال بمانیم.

ولی خواب دقیقاً همان چیزی است که پزشکان پیشنهاد می‌کنند. بر طبق مطالعه‌ای از مدرسه سلامت عمومی هاروارد یک چرت ۲۰ دقیقه‌ای سه بار در هفته میزان ابتلا به امراض قلبی را در افراد ۳۷ درصد کاهش می‌دهد.

۶. درآمد شرکت را افزایش خواهید داد.

بنا بر چیزهایی که گفتیم چرت زدن باعث بهره‌وری، خلاقیت، تعهد و سلامتی می‌شود؛ تمام فاکتورهایی که برای رسیدن به درآمد در یک شرکت لازم است. همان طور که گفتیم کمبود خواب باعث ضررهای هنگفت در بسیاری از کسب و کارها شده است. با در نظر گرفتن یک اتاق استراحت یا قانونی برای استراحت بعدازظهر شما و شرکتی که در آن کار می‌کنید (یا صاحبش هستید) می‌تواند درآمدزاتر باشد. درعین‌حال شما به بودجه‌ای همانند بودجه گوگل نیاز ندارید تا این کار را انجام دهید. کل چیزی که به آن احتیاج دارید یک مکان آرام با طراحی نشیمن راحت است.

چرت زدن چیزی نیست که بخواهید از آن شرمنده باشید. بلکه برعکس مزیت‌های بسیاری برای کارکنان امروزی دارد. چه می‌شد اگر تمام مدیران چنین احساسی داشتند؟


موضوعات مربوطه: مدیریت‘حسن باقرلو
[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 14 ] [ حسن باقرلو ]

 

 

پیتر دراکر

 
 

پیتر دراکر (Peter Drucker) (1909-2005) نویسنده، استاد دانشگاه، مشاور مدیریت و به توصیف خود یک «بوم‌شناس اجتماعی» بود. وی مانند یک بوم‌شناس که دنیای بیولوژیک را مشاهده و تحلیل می‌کند، بررسی نمود انسان‌ها چگونه خود را سازمان می‌دهند و تعامل می‌کنند.

دراکر که از سوی BusinessWeek مردی لقب گرفت که «مدیریت را اختراع کرد»، تعداد زیادی از رهبران سازمان‌های مختلف را در تمام حوزه‌های اجتماع تحت تأثیر قرار داد؛ که از این میان می‌توان به جنرال الکتریک، IBM، اینتل، پراکتر اند گمبل و صلیب سرخ اشاره نمود.

۳۹ کتاب دراکر، به‌علاوه مقالات حکیمانه و پرطرفدار و بی‌شمار وی، بسیاری از تحولات عمده اواخر قرن بیستم را پیش‌بینی نمود، از جمله خصوصی‌سازی و تمرکززدایی، ظهور ژاپن به‌عنوان یک قدرت اقتصادی جهان، اهمیت بنیادین بازاریابی و نوآوری و ظهور جامعه اطلاعاتی به همراه ضرورت یادگیری مستمر. در اواخر دهه ۱۹۵۰، دراکر اصطلاح «دانش‌ورز» (knowledge worker) را ابداع نمود و باقی عمر خود را صرف بررسی عصری نمود که در آن تعداد بی‌سابقه‌ای از افراد از مغزشان بیشتر از دستانشان استفاده می‌نمودند.

دراکر در آثار خود بر یک تعادل سازنده تاکید داشت – بین نیازهای کوتاه‌مدت و پایداری درازمدت؛ بین سودآوری و الزامات دیگر؛ بین مأموریت ویژه هر سازمان منفرد و منافع عمومی؛ بین آزادی و مسئولیت.

اولین اثر برجسته دراکر، پایان دوران انسان اقتصادی (The End of Economic Man) در سال ۱۹۳۹ منتشر گردید. دراکر که با یک کنجکاوی سیری‌ناپذیر نسبت به جهان اطرافش – و میلی عمیق به این که آن جهان را مکان بهتری کند – برانگیخته شده بود، همچنان به نوشتن ادامه داد درحالی‌که اغلب افراد ممکن بود خیلی قبل‌تر قلم خود را زمین بگذارند. نتیجه زنجیره‌ای از آثار برجسته و ممتاز شد: مفهوم بنگاه در سال ۱۹۴۶، حرفه مدیریت در سال ۱۹۵۴، مدیر اجرایی تأثیرگذار در سال ۱۹۶۷، مدیریت: وظایف، مسئولیت‌ها، روش‌ها در سال ۱۹۷۳، نوآوری و کارآفرینی در سال ۱۹۸۵، جامعه پسا سرمایه‌داری در سال ۱۹۹۳ و چالش‌های مدیریت در قرن بیست و یکم در سال ۱۹۹۹٫

دراکر که در کالج‌های Sarah Lawrence و Bennington و دانشگاه نیویورک تدریس نموده بود، ۳۰ سال آخر زندگی شغلی خود را به‌عنوان هیئت علمی دانشگاه Claremont سپری نمود. در سال ۲۰۰۲، وی مدال آزادی ریاست جمهوری را که بالاترین نشان غیرنظامی ایالات متحده به حساب می‌آید، دریافت نمود.

او در نوامبر سال ۲۰۰۵، تنها چند روز مانده به ۹۶ امین سالروز تولدش درگذشت.


موضوعات مربوطه: مدیریت
[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 14 ] [ حسن باقرلو ]

برایان تریسی در یکی از مقاله های خود می نویسد:

«دوران کودکی و نوجوانی من به سختی گذشت، پدر من اغلب بیکار بود و من مجبور بودم برای تامین مخارج لباس و غذایم کار کنم اما شروع پیشرفت من درست در همان زمانی بود که به فلاکت روزها را می گذراندم. درست آن روزها بود که از خودم پرسیدم چرا دیگران از من موفق ترند و من به اندازه آن ها موفق نیستم؟ برای پیدا کردن جواب این سوال به هر منبعی که در اختیارم بود رجوع کردم و در واقع جواب این سوال مرا از زندگی سختی که داشتم نجات داد.» تریسی در توضیح موفقیت های خودش داشتن سرعت عمل را یک کلید مهم برای موفقیت می داند. او می گوید، رمز موفقیتش عمل کردن به نکاتی بود که مردان و زنان موفق آن را در زندگی شان به کار بسته بودند و از همه مهم تر سرعت عمل در به کار بستن چیزهای جدیدی که می آموخته، باعث پیشرفت بیشتر او شده است.


موضوعات مربوطه: مدیریت
[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 19 ] [ حسن باقرلو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خب شما که پیروراه شهیدان هستید با عزت و افتخار قدم جلو بگذارید و نگذارید این انقلاب بدست نا اهلان و نامحرمان بیفتد.
امام خميني (ره)
.................
می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آنرا می پذیرم.
اما می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.


دکتر چمران
................
با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان

وبلاگ مدیران جوان برای استفاده و کمک به دانشجویان گرامی جهت دسترسی به مطالب و مقالات یکدیگر تهیه و هدف تلاش هرچه بیشتر در جهت غنی سازی مطالب آن میباشد

....................

نویسنده وبلاگ حسن باقرلو دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی -گرایش مالی

ساکن شهرستان خوی


hasanbager@yahoo.com

نظرات نویسندگان دیدگاه خود آنها بوده و الزاما مورد تایید وبلاگ مدیران جوان نمی باشد. دانشجویان گرامی وپژوهشگران و مدیران مطالب و ارائه های خود را برای مانیز ارسال نمایید تا با اسم شما جهت استفاده قرار دهیم.
امکانات وب