مدیران جوان
جهت تبلادل اطلاعات با دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت 
لحظه ای با مدیران جوان


ملانصر الدین

یادگیری سه نکته مدیریتی از ملانصرالدین

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند چرا که: دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم.

———— ——— ———

شرح حکایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند.

»اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالیندارد که تو را احمق بدانند«.

شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را به دست می آورده است.

 »اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنهااحتمالا به تو کمک خواهند کرد.«

شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است. و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم می تواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

»اگر بتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر آنهاکلاه بگذاری! و آنها هم مدتی لذت خواهند برد«

[ پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 20 ] [ حسن باقرلو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خب شما که پیروراه شهیدان هستید با عزت و افتخار قدم جلو بگذارید و نگذارید این انقلاب بدست نا اهلان و نامحرمان بیفتد.
                 امام خميني (ره)
.................
می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آنرا می پذیرم.
اما می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.


دکتر چمران
................
با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان

وبلاگ مدیران جوان برای استفاده و کمک به دانشجویان گرامی جهت دسترسی به مطالب و مقالات یکدیگر تهیه و هدف تلاش هرچه بیشتر در جهت غنی سازی مطالب آن میباشد

....................

نویسنده وبلاگ حسن باقرلو دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی -گرایش مالی

ساکن شهرستان خوی


hasanbager@yahoo.com

نظرات نویسندگان دیدگاه خود آنها بوده و الزاما مورد تایید وبلاگ مدیران جوان نمی باشد. دانشجویان گرامی وپژوهشگران و مدیران مطالب و ارائه های خود را برای مانیز ارسال نمایید تا با اسم شما جهت استفاده قرار دهیم.
امکانات وب