|
مدیران جوان جهت تبلادل اطلاعات با دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت
| ||
|
در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم روز و شب نداشت. او برای مداوای دردش انواع داروها را مصرف کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. پس از مشاوره با پزشکان و متخصصان بیشمار، درمان دردش را در مراجعه به یک راهب مقدس سرشناس می بیند. به راهب مراجعه می کند و او نیز پس از معاینه وی پیشنهاد می دهد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.
او پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور می دهد با خرید بشکه های رنگ سبز، تمام خانه را با آن رنگ آمیزی کنند .پس از مدتی هر آنچه در خانه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد می شود متوجه می شود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش می رسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و می گوید: «بله. اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته است.» مرد راهب با تعجب به بیمارش می گوید:«بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.« شرح حکایت: برای درمان دردهای روحمان نمیتوانیم تمام دنیا را تغییر دهیم، بلکه با تغییر چشم اندازمان میتوانیم دنیا را به کام خود درآوریم. تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش می باشد. آسان بیندیشیم تا بتوانیم راحت زندگی کنیم [ یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 21 ] [ حسن باقرلو ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||