|
مدیران جوان جهت تبلادل اطلاعات با دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت
| ||
|
سلام شاید «آنها هیچ وقت این مطلب را نخوانند » چند روز پیش برا خاطر مدرکم تحصیلی ام به دانشگاه دوره کارشناسی رفتم در محوطه دانشگاه که به یاد آن دوران جدیدالورودی ایستاده بودم دختری را دبدم که برادرش دستش را گرفته و آرام آرام به سمت ساختمان مرکزی میرفتند که شاید اگر شما جای من بودید و یا دیگر دانشجویان کمتر احساسی مثل من داشتند آری عصای سفید و یا روشن دلان واقعا هم روشن دلان من به آن فرد احساس حسودی میکردم او نمیتوانست زشتی های این دنیا ا ببیند چرا در قدیم همه دلشان به این افراد میسوخت افرادی چون حضرت موسی و ...ولی حالا آیا آن زیبایی ها هنوز باقیمانده این ها با چشمی پاک و یک رنگ و دلی روشن خیلی نزدیک تر به خدائند ما با این چشم بینا روز به روز دورتر :چه بسا با ایننگاه خود گناه هایی را می بینیم و زشتی ها را نیز اما چه میکنیم بی آنکه بی توجه از کنار آن رد میشویم ـ راستی برای اصلاح امور خود چه ها کرده ایم تا به بینا بودنمان افتخار کنیم و بگوییم این همه زیبایی حاصل دسترنج ماست تا اینگونه نابینایان را نیز به این دنیا دعوت کنیم یا این که خود را نیز آنگونه به نابینایی بزنیم و چیزی نگوییم موضوعات مربوطه: مدیریت, حسن باقرلو [ یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 22 ] [ حسن باقرلو ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||