|
مدیران جوان جهت تبلادل اطلاعات با دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت
| ||
|
وقتی کسبوکاری در حال نابودی است، صاحبان آن همیشه منتظر یک چشمانداز مثبت، یک مشتری بزرگ یا کارمندی جدید هستند که کار متفاوتی انجام دهد و در نهایت کسبوکار آنها را از آشفتگی مالی نجات دهد. آنها معتقدند: ميتوانند راهشان را از هر بحران مالی که پیش رویشان قرار ميگیرد، باز کنند. اما به ندرت چنین اتفاقی ميافتد. بیشتر اوقات، آنها زمان زیادی صرف ميکنند تا همان مسیر قبلی را طی کنند، همان کارها را انجام دهند و امیدوار باشند به نتیجه متفاوتی برسند. بیشتر مواقع، سقوط یک کسبوکار به تدریج صورت ميگیرد و در دست صاحب آن، سرمایه بسیار اندکی برای ادامه کار باقی ميماند. در نهایت، انبوه بدهیها، کسبوکار را سرنگون ميکند. درست است که در روحیه کارآفرینی امید داشتن عنصر مهمی است، اما امید به تنهایی نميتواند یک استراتژی فروش یا بازاریابی را شکل دهد.
آیا هنوز این اشتیاق شعله ور است؟ اگر اشتیاق آنها از بین رفته باشد و دیگر دوست نداشته باشند شرکت را اداره کنند، باید آن را بفروشند. مرحله دوم برای دانستن این موضوع این است که بپرسند «صاحبان کسبوکار بعد از فروش آن، قصد دارند چه کاری انجام دهند؟» پاسخ این سوال آمادگی آنها را برای رها کردن کسبوکار فعلی
5) جلوگیری از غافلگیری خریدار. خریداران در فرآیند ارزیابی دقیق فعالیتهاي شرکت، از مواجه شدن با مسائل غافلگیر کننده متنفرند. مثلا حذف گزارشی در حسابداری شرکت. وقتی یک کارآفرین موفق کسبوکار سودآوری دارد، مواقع زیادی به وجود ميآید که قصد دارد ریسک کند تا آن را وسعت بخشد. در اینجا طمع وارد کار ميشود. این کارآفرینان چنین فرصتهایی را تنها شانس خود برای ثروتمند شدن ميدانند؛ بنابراین از خودتان بپرسید آیا برای دو برابر کردن داراییتان آمادگی کامل دارید؟ به هر حال برای هر تصمیمی که ميگیرید، ضربالاجلی تعیین کنید و نگذارید زمان به هدر برود. دنیای اقتصاد موضوعات مربوطه: نکات مدیریتی, مدیران جوان [ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 20 ] [ حسن باقرلو ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||